پیشگفتار

داستان امیر ارسلان نامدار و فرخ لقا که از آن بعنوان یکی از مشهورترین داستانهای عامیانه فارسی یاد میشود را پدرم در یک مقطع زمانی هر شب قبل از خواب برای من و امید بصورت سریال وار و با هیجان تعریف میکرد. این مدت یکی از بهترین خاطرات دوران کودکی ام بشمار میرود. ماجرای امیر ارسلان از این قرار است که خواجه نعمان (بازرگان مصری) همسر آبستن ملکشاه را در جزیره ای پیدا میکند. این زن  برای فرار از دست فرنگیان در آن جزیره پنهان بوده است. بعد از زایمان این زن به همسری خواجه نعمان در می آید. خواجه پسر ملکشاه را به فرزندی قبول میکند و او را ارسلان مینامد. در هیجده سالگی ارسلان پی میبرد که فرزند چه کسی است! امیر ارسلان روم را تسخیر میکند و به غارت کلیساها میپردازد تا اینکه ناگهان با دیدن تصویر فرخ لقا در کلیسایی عاشق این دختر میشود. فرخ لقا دختر پطرس شاه پادشاه فرنگ است. امیرارسلان در طلب فرخ لقا به شکل ناشناس راهی دیار فرنگ میشود. در این میان ماجراهایی اتفاق میافتد و باعث میشود که امیر ارسلان برای رسیدن به فرخ لقا دست به مبارزه بزند و با دیو و جن و اژدها دست و پنجه نرم کند. نقاشی پدر مانند فن قصه گویی اش  نیز قابل تمجید است. او تصویر شیر(سلطان جنگل) را خیلی خوب میکشید. این صحنه یکی دیگر از خاطرات شیرین کودکی ام محسوب میشود. پدر استعداد خوبی در نقاشی داشت اما چنین استعدادی را هرگز در نقاشی تقویت نکرد. بطور کلی در زمان کودکی و نوجوانی فرصت زیادی که از خاطرات و تجربیات پدر (محمد رضا طاهری) بهره ای ببرم پیش نمی آمد. در آنزمان من دوره های تحصیلی ابتدایی، راهنمایی، و هنرستان را یکی پس از دیگری میگذراندم و پدر مشغول خدمت در مشاغل مختلف دولتی بود.  بخاطر مشغولیت پدر، و بنا به صلاحدید وی، رفت و آمد به مدرسه و راهنمای تحصیلی اینجانب و برادرانم (امید، امیر، احسن) بیشتر بر دوش برخی از عموها، دایی ها و بعضی از دبیران فامیل بوده است. دبیران مقاطع مختلف تحصیلی نیز سهم بسزایی در تحصیل اینجانب داشته اند که لازم است همینجا از این فرصت استفاده کنم و از همکاری و راهنمایی این بزرگواران تشکر و قدردانی نمایم. زمانیکه در سال 1376 جهت ادامه تحصیلات دانشگاهی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس به کشور همسایه پاکستان (دانشگاه سند) رفتم فاصله بین من و پدر بیشتر شد. اما گاهی که پدر به دیدار من و برادرانم (امید و امیر) به کراچی و حیدرآباد می آمد با شخصیت وی بیشتر آشنا میشدم، چرا که از چنین موقعیتهایی استفاده میکردیم و به بحث و گفتگو در امور مختلف اجتماعی و سیاسی میپرداختیم. در این فرصتها اغلب از خاطرات تلخ و شیرین و تجربه های زندگی پدر با خبر میشدیم. در یکی از آن روزها به پدر پیشنهاد دادم که خاطراتش را به رشته تحریر درآورد. بنظرم خاطرات وی نه تنها برای فرزندان بلکه برای نوه های ایشان، اعضای طایفه (ملازهی)، و نسلهای بعدی و کلا مردمی که علاقه به خواندن تجربیات دیگران دارند شیرین و آموزنده باشد. اما همچنان به علت مشغولیتهایی که پدر با آنها مواجه بود متاسفانه این مهم به تاخیر میافتاد و از آنزمان تا به امروز (1396) که شما خواننده گرامی جلد اول این خاطرات را مرور میفرمایید تقریبا بیست سال میگذرد. بهر روی، پراکنده وار خاطرات پدر را بصورت مصاحبه های ضبط شده و یا در فرصتهای مناسب مانند مسافرتها که گاهی همسفر میشدیم جمع آوری میکردم و بتدریج به تهیه و تنظیم این خاطرات میپرداختم. ولی مواردی چون ادامه تحصیل اینجانب در هند (دانشگاه پونا) و بعد از آن مشغولیتهای شغلی ام در ایران و همچنین طبق معمول گرفتاریهای کاری و شغلی پدر و دوری از وی، از قبیل موانعی بوده اند که تحریر این خاطرات را اغلب به تاخیر میانداخت. ابتدا بر آن بودم که پس از جمع آوری مطالب آنها را در یک جلد قرار دهم. ولی از آنجائیکه چنین کاری زمانبر بود مصمم شدم این خاطرات را بصورت شماره وار در جلدهای مختلف به چاپ برسانم. در نتیجه، کتاب حاضر یا <<جلد اول یادداشتهای دکتر محمد رضا طاهری>> از سال 1324 یعنی زمان تولد تا سال 1346 یعنی تاریخ استخدام وی در وزارت دارایی را شامل میشود.

جلد دوم نیز اکنون در دست جمع آوری و تحریر است که انشالله بزودی در دسترس قرار خواهد گرفت. اما قبل از آنکه به جلد اول یادداشتهای محمد رضا طاهری بپردازیم ذکر چند نکته بشرح ذیل حائز اهمیت است: یک، این خاطرات بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده و سعی بر آن بوده تا جالبترین و مهمترین رخدادها بصورت کوتاه به نگارش درآیند و از پرداختن به مسائلی که جنبه عادی داشته خودداری گردد. دو، زبان بکار رفته در این کتاب ساده است. مطالب تاجائیکه امکان داشته سانسور نشده اند. سه، شاید لازم به یادآوری باشد در چنین نوشته هایی که جنبه خانوادگی دارند معمولا احساسات و عواطف و تعارفات خانوادگی بین پسر و پدر ممکن است مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار دهد، ولی در این کتاب نگارنده سعی خود را نموده تا تحت تاثیر این عواطف و احساسات خانوادگی قرار نگیرد و واقعیت ها را بدون کم و کاست از زاویه یک نویسنده مستقل بیان نماید. چهار، دیدگاهها و نظریاتی که توسط دکتر محمد رضا طاهری مطرح شده لزوما به معنی تایید یا رد آنها توسط نگارنده (احمد رضا طاهری) نمیباشد. پنج، در مواردی بخاطر رعایت مسائل اخلاقی از نام و نام خانوادگی برخی اشخاص خودداری شده و بجای آنها از اسامی ساختگی یا اختصاری استفاده شده است. شش، بعضی از واژه ها به زبان بلوچی نوشته شده اند که معادل فارسی آنها در پاورقی و یا داخل پرانتز در خود متن ذکر گردیده است. برای اینکه تلفظ صحیح برخی از واژه های بلوچی مشخص شود آنها را بصورت انگلیسی در پاورقی ذکر کرده ام. هفت، پاورقی های این کتاب توسط نگارنده مطرح شده اند. هشت، مرور این خاطرات گاهی لبخند و شادی به لبها می نشاند و گاهی اشک و اندوه. در لابلای این خاطرات مسائل مختلف روحی و روانی، فرهنگی و مذهبی، اقتصادی و سیاسی، که جنبه آموزشی دارند به چشم میخورد. برای خواننده امروزی بیشتر این خاطرات جالب بنظر میرسند زیرا که بخش زیادی از این خاطرات یا مربوط به سالها پیش میباشد و یا اینکه رفتارها و رخدادهایی عنوان شده که ارزش خواندن دارد. در پایان، لازم است از همکاری و مساعدت افراد ذیل تشکر و قدردانی گردد. سرکار خانم نور بی بی طاهری بخشانی (هما) و دکتر فرحناز یوسفی، برای کمک در تکمیل برخی از رخدادهای پیش آمده. آقایان محمد نور طاهری، حمید رضا طاهری، و سراج الدین یوسفی، جهت ویرایش برخی از مطالب. دکتر امیر طاهری بابت ویرایش تصاویر مربوطه و طراحی جلد کتاب. از عمه های عزیزم مخصوصا پری خانم. بخاطر موقعیت شغلی بنده که مدتی خارج از زاهدان به خدمت مشغول بودم و در این مدت در سراوان سکونت داشتم بخشی از این کتاب در فضای بسیار آرامی که توسط عمه پری فراهم شده بود تکمیل شده است. سپاس فراوان از آقای شعب دهقان مسئول اجرایی انتشارات نسیم حجاز جهت پیگیری و چاپ جلد اول کتاب حاضر.

احمد رضا طاهری، استادیار علوم سیاسی - زاهدان، دی ماه 1396

دانلود رایگان جلد اول یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری